|
شعر طنز
|
|
ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
شعر طنز
ترابری
این روزها خیلی نجیب شده ام می گویند در نجابت به پدرم رفته ام ناخنم چه زود بلند می شود كمرم چه تند خمیده می شود فارسی ِ اول كه یادتان هست « آن مرد با اسب آمد » آن اسب ، من بودم ! دوستت دارم اغلب به چشم یك برادر دوستت دارم كافی نباشد مثل خواهر دوستت دارم اندازه ی مینا و مرجان و ملوك الملك اندازه ی لیلا و هاجر دوستت دارم! من به تمام خوبرویان عشق می ورزم امّا تو را یك جور دیگر دوستت دارم! اندازه ی جارو، فریزر، تخت، خاك انداز اندازه ی شیر ِ سماور دوستت دارم! اندازه ی وانت، پژو، پی كی، پرادو، وَن اندازه ی ماشین خاور دوستت دارم! گیرم مسلمانی و سر بر مُهر یا حتّی گیرم كه باشی گبر و كافَر، دوستت دارم شبها همیشه قبل خوابم می نویسم من با رنگ قرمز، توی دفتر: دوستت دارم دفتر كه چیزی نیست با پر می نویسم بر، بال سپید هر كبوتر دوستت دارم دیگر به چه شكلی بگویم دوستت دارم؟! باید بفهمی خانم خَر! دوستت دارم! وقتی كه مثل گاو ماده فربه و چاقی یا عینهو زرّافه لاغر؛ دوستت دارم! پروانه! بلبل! گربه سگ! طاووس! قو! آهو! گوساله! بز! بوزینه! عنتر! دوستت دارم خوب است ... حالا شد! چه كیفی داد! به به! جان! انگار كردی خوب باور دوستت دارم! پوزش اگر چیز بدی گفتم، غلط كردم! خب راستش ... می دانی آخَر؟! دوستت دارم فاضل ترکمن به نقل از لوح |
|||
|
|
ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
RE: شعر طنز
خیلی قشنگ بود
|
|||
|
ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
RE: شعر طنز
در مورد یــــارانه ها!!!
همه چی آرومه همه چی تأمینه این چقدر خوبه که قیمتـــا پایینــــــــه! همه چی آرومه مسئولا خوابیدن شک نداری دیگه تو به اوضاع من همه چی آرومه من چقدر خوشحالم صد تومن تو جیبم به خودم می بالم! تو داری می میری از چشات معلومه من فقط بیکارم همه چی آرومه بگو این آرامش تا ابد پابرجاست بگو از یارانــــــه این تورم بی جاست شعر از یک دوست وَلَسَوْفَ یُعْطیکَ رَبکَ فَتَرضٰی و پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که راضی شوی
|
|||
|
|
ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
RE: شعر طنز
نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس
ديدم به خواب حافط توی صف اتوبوس گفتم : سلام حافظ ، گفتا : عليک جانم گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم گفتم : بگيرفالي گفتا : نمانده حالي گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بي خيالي گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟ گفتا : که مي سرايم شعر سپيد باری گفتم : زدولت عشق ، گفتا : کودتا شد گفتم : رقيب ، گفتا : کله پا شد گفتم : کجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي؟ گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي گفتم : بگو ، زخالش، آن خال آتش افروز ؟ گفتا : عمل نموده ، ديروز يا پريروز گفتم : بگو ، زمويش گفتا که مش نموده گفتم : بگو ، ز يارش گفتا ولش نموده گفتم : چرا ؟چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟ گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون گفتم : کجاست جمشيد ؟ جام جهان نمايش ؟ گفتا : خريده قسطي تلويزيون به جايش گفتم : بگو ، ز ساقي حالا شده چه کاره ؟ گفتا : شدست منشي در دفتر اداره گفتم : بگو، ز زاهد آن رهنمای منزل گفتا : که دست خود را بردار از سر دل گفتم : زساربان گو با کاروان غم ها گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا گفتم : بگو ، زمحمل يا از کجاوه يادی گفتا : پژو ، دوو ، بنز يا گلف نوک مدادی گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقي گفتا : که جای خود را داده به فاکس برقي گفتم : بياز هدهد جوييم راه چاره گفتا : به جای هدهد ديش است و ماهواره گفتم : سلام مارا باد صبا کجا برد ؟ گفتا : به پست داده ، آورد يا نياورد ؟ گفتم : بگو ، زمشک آهوی دشت زنگي گفتا : که ادکلن شد در شيشه های رنگي گفتم : بيا دوتايي لب تر کنيم پنهان گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان ؟ گفتم : بلند بوده موی تو آنزمان ها گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها گفتم : شما و زندان ؟ حافظ مارو گرفتي ؟ گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي وَلَسَوْفَ یُعْطیکَ رَبکَ فَتَرضٰی و پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که راضی شوی
|
|||
|
|
|
| موضوعهای مرتبط با این موضوع... | |||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | بازدید: | آخرین ارسال | |
| شوخی های کامپیوتری | emaadghorbani | 9 | 280 |
۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۱ ۱۰:۵۲ صبح آخرین ارسال: emaadghorbani |
|
| جملاتی حکیمانه... | Karma | 8 | 992 |
۲۰ فروردين ۱۳۹۱ ۰۹:۱۷ عصر آخرین ارسال: emaadghorbani |
|
| داستان کوتاه | Karma | 38 | 3,336 |
۱۲ اسفند ۱۳۹۰ ۰۸:۲۶ عصر آخرین ارسال: Karma |
|
| عطر تو.... | saghar69 | 0 | 229 |
۲۹ آبان ۱۳۹۰ ۱۱:۱۵ صبح آخرین ارسال: saghar69 |
|
| ياد آن دوران بخير | saghar69 | 1 | 367 |
۲۱ مهر ۱۳۹۰ ۰۵:۵۱ عصر آخرین ارسال: azar |
|







My virtual house is ![[تصویر: 7563a3fe3bbe.gif]](http://amx.webege.com/images/7563a3fe3bbe.gif)