|
دلنوشته های ادبی!
|
|
ارسال: #41
|
|||
|
|||
|
...
ای مصور صورت یار مرا بی ناز کش ، چون به نازش می رسی بگذار من نازش کشم
|
|||
|
|
ارسال: #42
|
|||
|
|||
|
RE: دلنوشته های ادبی!
وَلَسَوْفَ یُعْطیکَ رَبکَ فَتَرضٰی و پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که راضی شوی
|
|||
|
|
ارسال: #43
|
|||
|
|||
|
RE: دلنوشته های ادبی!
مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها من دچار خفقانم خفقان من به تنگ آمده ام از همه چیز بگذارید هواری بزنم آی با شما هستم این درها را باز کنید من به دنبال فضایی می گردم لب بامی سر کوهی دل صحرایی که در آنجا نفسی تازه کنم آه می خواهم فریاد بلندی بکشم که صدایم به شما هم برسد من به فریاد همانند کسی که نیازی به تنفس دارد مشت می کوبد بر در پنجه می ساید بر پنجره ها محتاجم من هوارم را سر خواهم داد چاره درد مرا باید این داد کند از شما خفته چند چه کسی می اید با من فریاد کند ؟ فریدون مشیری |
|||
|
|
ارسال: #44
|
|||
|
|||
|
RE: دلنوشته های ادبی!
وَلَسَوْفَ یُعْطیکَ رَبکَ فَتَرضٰی و پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که راضی شوی
|
|||
|
|
ارسال: #45
|
|||
|
|||
|
RE: دلنوشته های ادبی!
فلک را جور بیاندازه گشتست جهان را رسم و آیین تازه گشتست
هَزار امروز همآواز زاغ است گل از بیرونقیها خار باغ است نه خندان غنچه نه سرو از غم آزاد نه گل خرم نه بلبل خاطرش شاد غم دیرینه گر در سینه داری چه غم گر بادهٔ دیرینه داری دو چیز اندُه برد از خاطر تنگ نی خوش نغمه و مرغ خوشآهنگ فلک را عادت دیرینه این است که با آزادگان دائم به کین است تصنیف فلک ، راز نو ، حسین علیزاده پیشنهاد می کنم گوش کنیدش |
|||
|
|
ارسال: #46
|
|||
|
|||
|
RE: دلنوشته های ادبی!
... عزیز،میدونم این رو از ته دلت گفتی که:
"امیدوارم همه ما گاهی بتونیم از اون چیزی که دچارش هستیم قدری کنده بشیم و از یه کم بالاتر به قضیه نگاه کنیم....مهمم نیست که اون چیز چیه!" چقدر خوب میفهمی همه چیزها رو.. به قول خودت چیزی که آ-غ رو برات دوست داشتنی کرده ، شدت انسان بودنشه یه انسان با تمام ضعف ها و قوت هاش..این خصوصیت که اون رو انسان کرده. اما خواستم بگم تو هم بعد از 4 سال آشنای غریب من شدی..با تو میشه خندید،چون مطمئنم خنده رو میفهمی، با تو میشه راه رفت، اما نه به وسیله ی این دو پا.....تو خیلی چیزها رو نمیگی ،اما از نگاهت خیلی چیزها رو میشه فهمید،خیلی حرف داری میدونم اما بهتره ساکت باشی من خودم میفهمم چون اونطوری ممکنه منظورت توی واژه ها گم بشه... چقدر همه چیز رو راحت میگفتی،چقدر راحت حرف میزدی ،چقدر راحت هر چی تو دلت بود رو میگفتی،چقدر راحت حقیقت رو میگفتی،چقدر راحت میگفتی نمیدونم و مشتاقانه نگاه میکنی تا بدونی چقدر راحت میخندیدی،از همین جا میشه همه چیز رو تشخیص داد،چقدر راحت نگاه میکردی.. میدونم که هیچ وقت اینجا نمیای و این نوشته رو نمیبینی،اما دوست داشتم به غیر از کاغذام یه جای دیگه هم بنویسم...از خودت یاد گرفتم ،تو هم نمیتونی اینارو پنهان کنی..مگه تونستی نگاهت رو پنهان کنی؟الان هم معلوم نیست کجا رفتی... اینها جملاتی هستند که به غیر از تو کسی نمیتواند بخواند . به جای لعن تاریکی بیا شمعی برافروزیم... |
|||
|
|
ارسال: #47
|
|||
|
|||
|
RE: دلنوشته های ادبی!
آسمان تعطیل است...
بادها بیکارند... ابرها خشک و خسیس... هق هق گربه ی خود را خوردم... وَلَسَوْفَ یُعْطیکَ رَبکَ فَتَرضٰی و پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که راضی شوی
|
|||
|
|
|
| موضوعهای مرتبط با این موضوع... | |||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | بازدید: | آخرین ارسال | |
| شوخی های کامپیوتری | emaadghorbani | 9 | 280 |
۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۱ ۱۰:۵۲ صبح آخرین ارسال: emaadghorbani |
|
| جملاتی حکیمانه... | Karma | 8 | 992 |
۲۰ فروردين ۱۳۹۱ ۰۹:۱۷ عصر آخرین ارسال: emaadghorbani |
|
| داستان کوتاه | Karma | 38 | 3,336 |
۱۲ اسفند ۱۳۹۰ ۰۸:۲۶ عصر آخرین ارسال: Karma |
|
| عطر تو.... | saghar69 | 0 | 229 |
۲۹ آبان ۱۳۹۰ ۱۱:۱۵ صبح آخرین ارسال: saghar69 |
|
| ياد آن دوران بخير | saghar69 | 1 | 367 |
۲۱ مهر ۱۳۹۰ ۰۵:۵۱ عصر آخرین ارسال: azar |
|



![[تصویر: blackhat.png]](http://blacksrc.com/images/blackhat.png)



![[تصویر: q75pnaea07u7fe7znx8.gif]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/q75pnaea07u7fe7znx8.gif)
My virtual house is ![[تصویر: 7563a3fe3bbe.gif]](http://amx.webege.com/images/7563a3fe3bbe.gif)
![[تصویر: dt4hfs3azsttru6fl121.gif]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/dt4hfs3azsttru6fl121.gif)
