|
پرواز همای (سعید جعفرزاده)
|
|
ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
RE: پرواز همای (سعید جعفرزاده)
مثل این میمونه که کسی که مولانا نمی فهمه ، مریم حیدر زاده هم نمی فهمه البته باید ببخشید ولی مقایستون اینطوری بود.
*بله شاید ،اگه خانم حیدرزاده عشق حقیقی منظورشون باشه ،حرف شما درست میشه این حرفو جلوی بچه های ادبیات نزنید هر دو بزرگ هستند در جایگاه خودشون . حداقل من در جایگاهی نیستم که بخوام نظر بدم و اینطور مقایسه کنم راجع به این دو بزرگ *من هم گفتم "در جایگاه خودش" دقیقا عین همین عبارت رو به کار بردم اتفاقا من اینها رو از بهترین دانشجویان ادبیات و اساتیدشون یاد گرفتم ![]() البته من هنوز شاگرد اونها هستم.. اصلا اینطور نیست حافظ شاعری اجتماعی سیاسی ولی مولانا شاعری عرفانیه پس حرف این دو هم متفاوت خواهد بود . فلسفشان هم *فکر نکنم!! تا جایی که من آشنایی دارم اینگونه نیست!!حالا اگه به اجتماعی سیاسی ...یه عرفانی هم اضافه میکردید به نظرم جمله ی شما تا حدودی درست میشد.. میزان لذت بردن به میزان دانش در اون شخص تو اون رشته کاملا بستگی داره و این مسئله محسوس هستش یه مورخ خیلی بیشتر از تخت جمشید لذت میبره تا یه آدم عادی که تاریخ اون بنارو نمیدونه . *موافقم،اما همه از خط خوش ،معماری اصولی،صدای خوش،و....در "برخورد اولیه" لذت میبرند و آرامش میگیرند و چیزی که فرمودید باز هم مربوط به مسائل تخصصی است نه جوهره ی اصیل هنر(البته به نظر من)... اگه هنر تخصصی نبود اسمش هنر نبود دوست من ، نباید انطور گفت که هر چیز که به من احساس لذت داد خویه . *ما با هم در تعریف هنر اختلاف نظر داریم،ضمنا در بالا هم گفتم من حتی به هنر با این تعریف از " لذت" مخالفم... در آخر هم من حاضرم از مقایسه ای که کردم دفاع کنم ،شما چند بیت از حافظ بفرمایید تا من معنای ساده تر آن را در اشعار همای به شما بگویم مثال:حافظ:من که بهشت نقدم امروز حاصل میشود***وعده ی فردای مرد زاهد را چرا باور کنم همای: این چه حرفیست که گویند در عالم بالاست بهشت***هر کجا وقت خوش افتاد ،همانجاست بهشت دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود **گر درئن تیره نیاشد همه دنیاست بهشت(ملاقات با دوزخیان) همای:گویند کسان بهشت با حور خوش است**من میگویم که آب انگور خوش است این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار **که آواز دهل شنیدن از دور خوشست(ملاقات با دوزخیان) مولانا:پیش از کاندر جهان جام می انگور بود**جان ما از شراب لایزالی مخمور بود ای حریفان مستی ما از شرابی دیگر است**تاک ما عشق است و در انگورش آبی دیگر است همای :........مست مست ساقیا ناخورده مستم ساقیا ***مست از روز الستم.... این می چه حرامی است که عالم همه زان میجوشد...یک دسته به نابودی نامش کوشند،آن عاشق دیوانه که این خمار مستی را ساخت،معشوق و شراب می پرستی را ساخت ،بی شک قدحی شراب نوشیدو از آن سرمست شدو این جهان هستی را ساخت حافظ:در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد***عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد جلو ه ای کرد رخش دید ملک عشق نداشت**عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد (منتها هنر حافظ اینه که جمله بالا رو در یک بیت خلاصه کرده،عین قرص های سعدی اگر جوانی کنی و عاشقی**عشق محمد بس است و آل محمد(سعدی در جواب کسانی گفته بود که به او میگفتند راهی که پیش گرفتی حرام و اشتباه است) همای:گویند که دوزخی بود عاشق مست ،قولی است خلاف دل به آن نتوان بست قول میدم آخری باشه،همینطوری پشت سر هم یادم میاد ![]() آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت**حافظ این خرقه پشمینه بینداز و برو همای:ای زاهد دیوانه وا کن در میخانه........بده می می بده می می که تا می جان دهد ما راو .............می ایمان دهد ما را دوست عزیز اگه به حافظ تسلط دارید حتما این کار را انجام دهید..در آخر هم دستتون درد نکنه بابت ون تصنیف های زیبایی که در دلنوشته های ادبی معرف کرده بودید بسیار زیبا بود از استاد علیزاده قطعه آتش که با همای نیکنام خواننده بودند را گوش میدهم هر روز اگه باز دارید رو! کنید لطفا بازم ممنونم
به جای لعن تاریکی بیا شمعی برافروزیم... |
|||
|
|
ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
RE: پرواز همای (سعید جعفرزاده)
من فکر می کنم بنده نظراتمو واضح گفتم و شما هم همینطور و هر دو نوع نگاه همدیگرو متوجه شدیم.
به هر حال قضاوت با خود شخصه وقتی این تاپیکو بخونه راستی در انتها فقط می خواستم مقدمه حافظ شاملو رو بخونید شاید نظرتون راجع به حافظ دستخوش تغییر شد.ممنون از شما |
|||
|
|
ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
RE: پرواز همای (سعید جعفرزاده)
سبک شعر حافظ بیشتر عاشقانه - عارفانه هست؛ تو یه جا معلومه که معشوقش مادیه و جای دیگه مشخصه که غیر مادی هست و در بعضی جا ها هم هر دو مورد با مفهوم شعر درست هست.
البته سیاسی اجتماعی هم تو اشعارش هست ولی فکر می کنم بیشتر با اون سبک معروفه. آزاد در نرمافزار آزاد به معنای آزادی است در آزادی بیان، نه در آبجوی رایگان.(+) |
|||
|
|
ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
RE: پرواز همای (سعید جعفرزاده)
عده ای زیادی بودن که صدایی مثل استاد همای داشتن و معروف نشدن، اونچه که همای رو سر زبونا انداخت چکامه های اون بود که از درد جامعه و حتی از درمون جامعه میگفت(مرغ سحر ناله سر مکن).
اهمیت یک هنرمند فقط به فن بیانش نیست بلکه به نظر من مهم تر از اون موضوع قابل بیانشه. هر چند که همای خودشو از لحاظ هنرمند بودن ثابت کرده و می دونه که چی میخونه و چی می خواد بخونه. آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند. . . . . |
|||
|
|
| موضوعهای مرتبط با این موضوع... | |||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | بازدید: | آخرین ارسال | |
| شوخی های کامپیوتری | emaadghorbani | 9 | 291 |
۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۱ ۱۰:۵۲ صبح آخرین ارسال: emaadghorbani |
|
| جملاتی حکیمانه... | Karma | 8 | 1,000 |
۲۰ فروردين ۱۳۹۱ ۰۹:۱۷ عصر آخرین ارسال: emaadghorbani |
|
| داستان کوتاه | Karma | 38 | 3,349 |
۱۲ اسفند ۱۳۹۰ ۰۸:۲۶ عصر آخرین ارسال: Karma |
|
| عطر تو.... | saghar69 | 0 | 232 |
۲۹ آبان ۱۳۹۰ ۱۱:۱۵ صبح آخرین ارسال: saghar69 |
|
| ياد آن دوران بخير | saghar69 | 1 | 368 |
۲۱ مهر ۱۳۹۰ ۰۵:۵۱ عصر آخرین ارسال: azar |
|







![[تصویر: blackhat.png]](http://blacksrc.com/images/blackhat.png)
